تبلیغات
تمام هستی(کلبه ی تنهاییم) - حس خودم
تمام هستی(کلبه ی تنهاییم)

شاید واژه ای پیدا نشه برای وصف کردن حالی که من دارم .

شاید شعری به ذهنم نرسه که برای تو بگم

شاید جمله ای نباشه که اندازه ی خوشحالی منو بیان بکنه

اما میشه تو یه جمله گفت

این پاییز عاشق می شوم

و گرم می کنی دستهای سردم رو با گرمای نگاهت

برای کسی می نویسم که هر روز چشم بر دستان من دارد

تا برایش چند خطی بنویسم

کسی که حس او بهترین وسوسه های عاشقانه را در من جای می دهد

کسی که تبلور یاد او اشک را به چشمان من می آویزد

برای تو می نویسم 

اما تو ساده من را کنار باقی خاطراتت می گذاری 

و روزی سبد یادهایت را روی آب دریاچه ی اشکم رها خواهی کرد 

 

..

من به تو دلبستم 

تو اگر می فهمی ؟ 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مهر 1389 توسط افسانه | نظرات ()
درباره وبلاگ
غروب تنهاست و غریب است من از غروب تنها ترم و غریب تر
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد آهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس