تبلیغات
تمام هستی(کلبه ی تنهاییم) - عزیزم چرا تنهام گذاشتی
تمام هستی(کلبه ی تنهاییم)

 

    چگونه تو را فریاد كنم وقتی كه پژواك صدایم در كوچه پس كوچه های تنهایی

 

 طنین انداز گشته است...!

 

چگونه تو را بخوانم وقتی كه آرزوهایم بر باد رفته است و تو دیگر نیستی تا حرفهای 

 

 ناگفته دلم را بشنوی و مرهمی باشی بر روی زخم های دلم...!

 

وقتی كه تو نیستی چه كسی سنگ صبور من خواهد شد...؟

 

این روزها هرچه بیشتر جست و جو می كنم كمتر پیدایت می كنم ، گویی در خود گم

 

 شده ام...!

 

گلهای احساسم در كویر بی مهری هایت پژمرده اند و تو گویی همه چیز را از یاد

 

 برده ای...!!!

 

ای بهار خزان شده كه نیامده كوچ كردی ، هنوز یادت در سینه من است و من چون

 

 شقایق داغدارم كه هرگز چشمان روشن تو را فراموش نخواهم كرد...!

 

به رفتنت می اندیشم به رفتنی كه دلم را شكست و قلبم را برای همیشه مهمان

 

 غم و اندوه نمود، چگونه دلتنگی های مرا ندیدی؟

 

بگو در كدامین بهار به انتظار آمدنت بنشینم كه رفتنت را هنوز باورنکرده ام

 

و امشب می خواهم از دلتنگی هایم برایت بگویم ، این اولین باری نیست كه قلبم بر

 

 قلمم چیره می شود و از جدایی ها شكایت می كنم ، از چشم انتظاری خالصانه ام

 

 و از بد عهدی ایام!

 

می نویسم آنچه را كه در دلم است و سپیدی كاغذ را مانند روزگارم سیاه می كند ...

(s)



نوشته شده در تاریخ شنبه 1 آبان 1389 توسط افسانه | نظرات ()
درباره وبلاگ
غروب تنهاست و غریب است من از غروب تنها ترم و غریب تر
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد آهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس