تبلیغات
تمام هستی(کلبه ی تنهاییم) - در سینه ات نهنگی میتبد
تمام هستی(کلبه ی تنهاییم)

این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود . ماهی کوچکی که تُـنگ آزارش میدهد و بوی دریا هوایی اش کرده است .

قلب ها همان نهنگانند در اشتیاق اقیانوس اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد ؟!

آدم ها ، ماهی ها را در تـُنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه . اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد قلب است .

هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد ، تو چطور می خواهی قلبت را در سینه ات نگه داری ؟ و چه  دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم قانع .

این ماهی کوچک ، اما بزرگ خواهد شد و این تُـنگ ، تَـنگ خواهد شد و این آب ته خواهد کشید .

تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نَـقبی میزدی از تـُنگ سینه به اقیانوس . کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره میزدی . کاش ...

بگذریم ...

دریا و اقیانوس به کنار ، نامنتها و بی نهایت پیشکش .

کاش لااقل آب این تُـنگ را گاهی عوض می کردی . این آب مانده است و بو گرفته است . و تو میدانی که آب هم بماند می گندد . آب هم که بماند لجن می بندد . و حیف از این ماهی که در گل و لای بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد !



نوشته شده در تاریخ شنبه 15 آبان 1389 توسط افسانه | نظرات ()
درباره وبلاگ
غروب تنهاست و غریب است من از غروب تنها ترم و غریب تر
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد آهنگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس